این فصل برخی از مسائل و مفاهیم کلیدی را معرفی میکند که در قلب یک رویکرد تحلیلی برای بازاریابی مصرفکننده نهفته است. این فصل انواع مختلف تحقیق و استنباط، تحلیل علت و معلول، توصیف و پیشبینی را مورد بررسی قرار میدهد، همچنین اشکال مختلف جمعآوری دادههای هدفمند مورد استفاده برای افزایش بینش تجزیه و تحلیل (به عنوان مثال نظرسنجیها، مردم نگاری، علوم اعصاب و غیره) را مرور میکند. یک فرض کلیدی این است که درک علم بازاریابی، ارتباط مستقیم با تمرین، تخصص و مطالعه دارد؛ این اصل، مبنای منطقی را برای شروع با موضوعات اصلی تجزیه و تحلیل رفتاری (موتورخانهای برای روشهای بازاریابی مصرفکننده معاصر) پایهگذاری میکند.
زمینه بازاریابی معاصر
مصرفکنندگان و بازاریابی در یک دهه اخیر دچار تغییراتی شده است. بازاریابی مصرفکننده به طور فزایندهای مبتنی بر تجزیه و تحلیل، و داده محور است و این واقعیتی جدید و غیرقابل انکار است. به نظر میرسد متخصصان در موقعیتی هستند که بیشتر از قبل از آنچه مشتریان در واقع انجام میدهند «آگاه» باشند. این دانش به طور فزایندهای به بینشهای تولید شده توسط الگوریتمهای منجر به «بازاریابی
خودکار» وابسته است. با این حال، نیروی انسان بر پیکربندی پردازش دادهها، تفسیر خروجی و تصمیمات تاکتیکی و راهبردی بعدی این پردازشگرها، نظارت میکند. شکل ۱-۱ نمونهای از طرز فکر مورد نیاز برای تعامل با این واقعیت جدید است.