کتاب از سرد و گرم روزگار /نویسنده/ احمد زیدآبادی توسط نشرنی به چاپ رسیده است
سرنوشت به دنبالم بود؛ «چون دیوانهای تیغ در دست» به خلاف همسالانم، تسلیم آن نشدم. هر غروب پاییز از بلندای تکدرخت تناور روستایمان چشم به افقهای دوردست و بیانتهای کویر دوختم و به آواز درونم گوش فرا دادم؛ آوازی که مرا به «انتخاب» فرامیخواند. پس انتخاب کردم؛ فقر و بیپناهی را با شکیبایی تاب آوردم، از رنج و زحمت کار شانه خالی نکردم، سر در کتاب فرو بردم و بر همهی تباهیهای محیط اطرافم شوریدم…
این قصهی سرگذشت من است تا ۱۸ سالگی.
و کتاب فوق از طریق سایت kaniketab کانی کتاب قابل تهیه می باشد