به همین خاطر است که همیشه می اندیشم ؛این آخرین اثری ست که به اوپیشکش می کنم،وبه فکرم می رسد که بنویسم(برای آخرین بار،به او)اما حس می کنم که در این جمله،نقصی هست،واضطرابی.یادم میآید اولین کتابم را،در نیمه راه جوانی،به بهترین دوست روزگار کودکی تا جوانی ام تقدیم کردم؛(به بردارم رحیم قاضی مقدم،که با دوستی ام بیش از همه کس اورا غداب داده ام.)
حال در آستانه ی پیری،می خواهم جمله یی شبیه به آن بگویم؛
(به همسرم فرزانه،که با مهر بی حدم به او،تنها کسی بوده ام که پیسوته غدابش داده ام)
و افسوس که نمی توان بازگشت و از نوساخت؛اما،دست کم،به آنها که درآغاز راهند می توان یادگاری کوچکی داد؛شاید به کارشان بیاید.
فهرست مطالب
فصل اول-پیش ازآن واقعه ی بزرگ
فصل دوم-درقلب آن واقعه
فصل سوم-آن سوی واقعه
و کتاب فوق از طریق سایت kaniketab قابل تهیه می باشد