آیا هنوز کسی شرکت بلا ک باستر را به خاطر می آورد؟ در دهه 90 میلادی بلا ک باستر پیشگام اجاره
فیلم در ایالات متحده آمریکا بود؛ که از نحوه اجاره فیلم ها توسط مشتریان که به عبارتی بر اساس
ذائقه آن ها بود شناخت بسیار خوبی داشت. به علاوه، این شرکت امکانات خوبی درزمینه اجاره فیلم به
مصرف کنندگان از طریق شبکه بزرگی از فروشگاه ها و همچنین درآمدزایی با پرداخت هزینه اجاره بها را
داشت. استراتژی آن با استفاده از یک رویکرد تحلیلی سنتی که نگاهی به گذشته داشت، توسعه یافته
بود که درنتیجه در طی سال های متمادی به یک مدل کسب و کار صحیح و کارآمد مبدل شده بود.
بااین حال در سال 2010 بلا ک باستر مجبور شد برای جلوگیری از ورشکستگی درخواست بدهد. پس
چه مشکلی وجود داشت؟ بلا ک باستر در درک تغییرات محیطی دچار اشتباه شده بود و استراتژی خود
را بر اساس آن تنظیم کرده بود. شرکت نتفلیکس نسبت به توسعه استراتژی رویکرد متفاوتی را برگزیده بود.
به جای تکیه بر روش تحلیلی ای که نسبت به استراتژی نگاهی رو به گذشته داشت، شروع به مشاهده
نحوه اجاره فیلم ها توسط مشتری ها و مشکلا تی که مشتری ها با آن ها دست و پنجه نرم می کردند نمود.
آن ها دریافتند که یکی از مشکلات کلیدی که اکثر افرادی که فیلم اجاره می کنند با آن مواجه هستند
هزینه دیرکردی بود که توسط بلا ک باستر از آن ها دریافت می شد. هزینه های دیرکرد سهم قابل توجهی در
درآمدهای مدل کسب وکار بلا ک باستر داشتند. سپس نتفلیکس تلاش کرد تا عواملی که باعث ایجاد
مشکل هزینه دیرکرد می شد را مشخص کند